آیا می دانید یک تجربه ی کاربری خوب از چه عناصری تشکیل شده است؟

آیا می دانید یک تجربه ی کاربری خوب از چه عناصری تشکیل شده است؟

آنچه در این مقاله قصد داریم مورد بررسی قرار دهیم، مفهوم UX یا تجربه ی کاربری از یک سو است و همچنین بررسی این مسأله که یک تجربه ی کاربری خوب از چه عناصری تشکیل شده است. با پروگرمینگ همراه باشید.

پیش از این که به توضیح پیرامون عناصر اصلی ایجاد یک یو ایکس خوب بپردازیم، ابتدا داستانی را تعریف می کنیم که به احتمال قریب به یقین برای خیلی از شما تداعی کننده ی خاطراتی مشابه است.

نقش اول داستان ما آقایی است به نام ایرج. یک روز صبح که ایرج از خواب بیدار می شود، پیش از هر چیز تمایل دارد تا یک دوش آب گرم بگیرد. وارد حمام شده و در همین حین که سر خود را می شوید، آب ناگهان سرد می شود. با هر زحمتی که شده، خود را سریع می شوید و بیرون می آید. ایرج سردش شده و فکر می کنه که یک چای گرم، سرما را از بدنش به در می کند. وارد آشپزخانه شده و به طرف اجاق گاز می رود. چند بار تلاش می کند تا با فندک گاز، شعله را روشن کند اما موفق به این کار نمی شود که در نهایت با کبریت شعله را روشن می کند! ایرج پس از نوشیدن چای، حاضر شده و از خانه بیرون می رود. از آنجا که هوا سرد است، ریموت درب حیاط به خوبی کار نمی کند و مجبور است تا با دست هر دو لنگه ی درب را باز کند! و …

داستان آقا ایرج را بیش از این ادامه نمی دهیم. هدف ما از بازگویی این داستان، صرفا بیان این مسئله است که بسیاری از محصولاتی که ما هر روزه با آن ها سروکار داریم، بویی از یو ایکس نبرده اند! حال ممکن است شما این را به حساب بدشانسی و یا چیزهایی از این دست بگذارید، اما واقعیت امر چیز دیگری است. در واقع، اکثر شرکت هایی که به تولید خدمات و محصولات می پردازند، اصلا فردی با سمت UX Specialist یا «کارشناس تجربه ی کاربری » در تیم ایشان وجود نداشته و همین مسئله منجر به این خواهد شد تا مشتریان هدف خدمات و محصولات آن شرکت ها، از استفاده کردن از محصولات مد نظر نه تنها لذت نبردند بلکه کلافه هم شوند!

به طور حتم تجربیاتی مشابه تجربیات آقا ایرج برای شما هم اتفاق افتاده است. جالب است بدانیم که در دنیای نرم افزار و اپلیکیشن نیز بسیاری از کاربران با مشکلات یو ایکسی عدیده ای مواجه اند. اما اجازه دهید پیش از توضیح پیرامون اصول یو ایکس، اشاره ای داشته باشیم به هرم مازلو!

آیا می دانید یک تجربه ی کاربری خوب از چه عناصری تشکیل شده است؟

در سال ۱۹۴۳ آبراهام مازلو چیزی تحت عنوان هرمی از نیازهای سلسله مراتبی مازلو را به دنیا عرضه کرد که در آن مازلو به این نکته اشاره کرده که بشر به منظور استفاده از تمام پتانسیل خود، به یکسری چیزهای اولیه نیاز دارد. این موارد از نیازهای فیزیولوژیکی (مثل آب، هوا و غذا) شروع شده و به امنیت (جانی، مالی و …) ادامه می یابد. در گام سوم نیاز به عشق وجود دارد و پس از آن نیاز احترام می آید و در نهایت هم باور به خود وجود دارد که عبارت است از این که هر فرد بتواند به تمام پتانسیل خود در هر زمینه ای دست یابد.

حال قصد داریم چیزی شبیه به هرم مازلو برای دنیای دیجیتال به خصوص توسعه ی نرم افزار در نظر بگیریم. در صورتی که بخواهیم یک نرم افزار -خواه دسکتاپ باشد خواه وب سایت یا اپ موبایل- نیازهای کاربران را پاسخ گو باشد، برای این منظور نرم افزار ما پیش از هر چیز می بایست کار کند. به عبارت دیگر، کاربر به سادگی بتواند وارد ناحیه ی کاربری خود شده -مثلا در سایت بانک- و قبض آب را پرداخت کند.

علاوه بر این، نرم افزار می بایست خیال کاربر را راحت کند که اطلاعاتش فاش نمی شود. این قضیه برای سایت بانک ها و یا فروشگاه های آنلاین از اهمیت بسزایی برخوردار است.

نرم افزار مد نظر می بایست دارای کاربری راحت باشد. برای کار با نرم افزار نیاز به داشتن یک لیسانس نحوه ی کار با نرم افزار نباشد! و کاربر صرفا پس از چند دقیقه گشت زنی در بخش های مختلف، به سادگی بتواند کلیه ی قابلیت های نرم افزار را در دست گیرد.

جالب است بدانیم که بسیاری از شرکت های نرم افزار به همین مرحله اکتفا کرده و همین که نرم افزار کار کند، ایمن باشد و اصطلاحاً User Friendly باشد برایشان اکتفا می کند اما ایجاد یک یو ایکس حرفه ای، یک گام بیشتر دارد که در ادامه توضیح خواهیم داد.

نرم افزاری که ما می نویسیم می بایست به نوعی طراحی شده باشد که کاربر از کار کردن با آن لذت ببرد. دلیل استفاده ی خیلی از کاربران از سایت برخی بانک ها این است که مجبور به استفاده از آن هستند و این در حالی است که اصلا لذتی از کار با نرم افزار نمی برند. ممکن است که این مورد آخر کمی شما را گیج کرده باشد. برای همین منظور، مثال دیگری می زنیم.

در گذشته ما برای خرید ماشین های ساخت داخل گزینه های زیادی پیش رو نداشتیم. اگر جزو اقشار معمولی جامعه بودیم گزینه ی پیش روی ما پیکان بود و اگر هم که پولدار بودیم، می توانستیم پاترول سوار شویم. با توجه به این که ورود خودروهای ساخت کشورهای تراز اول دنیا به داخل به دشواری صورت می گرفت، سلیقه ی جامعه بر اساس داشته ها شکل گرفته بود و وقتی کسی از پیکان سوار پاترول می شد، کلی حال می کرد!

پس از مدتی، خورویی به نام پراید وارد خیابان ها شد که تاحدودی معادلات را به هم ریخت. نسبت به پیکان از مصرف سوخت به مراتب کمتری برخوردار بود، کولر داشت، شتاب اولیه ی به مراتب بیشتری داشته اما در عین حال قیمت خیلی بالایی هم نداشت. با ورود پراید، سلیقه ی جامعه تاحدودی دستخوش تغییر شد و سطح توقع جامعه بالا رفت.

پس از مدتی هم که ورود خودروهای خارجی به داخل آزاد شد، خودرو سواران از تجربه ی سواری ماشین های بسیار حرفه ای برخوردار شدند و جامعه دیگر نمی توانست خودرویی به نام پیکان را به رسمیت بشناسد و همین مسئله منجر به توقف خط تولید این خودرو گشت!

در دنیای نرم افزار هم قضیه دقیقا به همین صورت است. زمانی که ما گزینه های زیادی پیش رو نداشته باشیم، تصور ما بر این خواهد بود که نرم افزاری که از آن استفاده می کنیم کلیه ی موارد فوق الذکر را دارا است اما وقتی که تجربه ی استفاده از نرم افزارهای حرفه ای -مثلا تلگرام- را داشته باشیم، آن وقت است که می فهمیم توسعه دهندگان این شبکه ی اجتماعی توانسته اند خیلی نامحسوس کاربردی بودن، ایمنی، کاربرپسندی و از همه مهم تر لذت کار با این اپلیکیشن را یکجا جمع کنند.

توصیه ما به تمامی طراحان و توسعه دهندگان نرم‌افزار این است که تک تک ما توسعه دهندگان در بالا بردن کیفیت نرم افزارهای تولید داخل سهم داشته و این وظیفه به دوش تمامی ما است تا بتوانیم نرم افزارهایی در سطح جهانی تولید کرده تا کاربران ایرانی ترغیب به استفاده از محصولات داخلی شوند.

نظر شما چیست؟ آیا این توان در توسعه دهندگان داخلی دیده می‌شود که بتوانند یک تجربه ی کاربری خوب برای نوآوری هایشان ایجاد کنند؟ نظرات خود را با ما و سلیر کاربران پروگرمینگ به اشتراک بگذارید.

برچسب ها: UI, UX, تجربه کاربری, رابط کاربری, طراحی رابط کاربری, ظاهر نرم افزار,

« تبلیغات »

« تبلیغات »

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کد امنیتی *